تنزیل نور


ساعت 10:48 عصر سه شنبه 87/12/6

شرح دعای مکارم الاخلاق(73 )

بسم الله الرحمن الرحیم 

و لین العریکه و خفض الجناح. 

 امام سجاد علیه‏السلام در این قطعه از دعاى شریف «مکارم‏الاخلاق» از پیشگاه خداوند درخواست مى‏کند که او را به زیور صالحین بیاراید و زینت متقین را بر وى بپوشاند تا بتواند عدل و داد را در جامعه بسط دهد و آن را در سطح وسیعى پیاده نماید. سپس براى ابقاى عدل و مصون داشتن آن از گناهان، مسائل و مطالبى را از بارى‏تعالى مى‏خواهد. شش مطلب از خواسته‏هاى امام در سه جلسه مورد بحث قرار گرفت. در جلسه‏ى اول، «کظم غیظ و اطفاء نائره»، در جلسه‏ى دوم، «پیوند اهل فرقه و اصلاح ذات‏البین»، در جلسه‏ى سوم، «افشاء عارفه و ستر عائبه». به شرحى که معروض افتاد هر یک از آنها به نوبه‏ى خود در جلوگیرى از گناه و حفظ عدل اجتماعى اثرى دارد. امام (ع) براى آنکه این خواسته‏ها را در جامعه پیاده کند و مردم را از فواید و ثمراتشان برخوردار سازد، از ذات اقدس الهى خواهان توفیق بود. 

مطالب دگرى که پس از شش مطلب مذکور، مورد تقاضاى امام قرار گرفته، به شرحى که قسمت به قسمت توضیح داده خواهد 

شد، به گونه‏اى است که مى‏توان گفت حضرت زین‏العابدین (ع) آنها را براى خود و همچنین براى دیگر برادران مسلمان از پیشگاه حضرت احدیت درخواست نموده است. به خواست خداوند، موضوع سخنرانى امروز این دو قسمت است: 

و لین العریکه و خفض الجناح. 

«عریکه» در لغت به معناى «طبیعت» است، امام (ع) عرض مى‏کند: بار الها! موفقم بدار تا با طبع نرم و ملایم و خلق فروتنى و تواضع، با مردم معاشرت نمایم. نرم‏گویى و نرم‏خویى دو صفت از صفات حمیده و دو خصلت از خصال پسندیده است و هر دو قسمت در قرآن شریف و روایات اولیاى دین آمده است. موقعى که حضرت موسى و هارون از طرف بارى‏تعالى ماموریت یافتند نزد فرعون بروند و او را دعوت نمایند، خداوند به آن دو دستور داد: 

اذهبا الى فرعون انه طغى. فقولا له قولا لینا لعله یتذکر او یخشى. 

شما دو نفر نزد فرعون بروید که به طغیان و سرکشى گرایش یافته است، با او به نرمى سخن بگویید، شاید متذکر شود و از عذاب الهى بترسد. 

عن على علیه‏السلام قال: عود لسانک لین الکلام. 

امام على (ع) فرموده: زبانت را عادت ده که گفتارش همیشه نرم و ملایم باشد. 

مردى به نام اسحاق کندى که در زمان خود فیلسوف عراق بود، به نوشتن کتابى دست زد که حاوى تناقضهاى قرآن باشد. در این کار همت گمارد و براى انجام آن تنها در منزل نشست و مشغول به نوشتن گردید. روزى یکى از شاگردان او بر حضرت امام 

عسکرى (ع) وارد شد. حضرت به وى فرمود: آیا در بین شما یک مرد رشید نیست که استادتان را از کارى که درباره‏ى قرآن شروع کرده، بازدارد؟ عرض کرد: ما از شاگردان او هستیم، چطور ممکن است در این مورد یا دیگر موارد به او اعتراض نماییم؟ امام فرمود: آیا حاضرى آن را که به تو مى‏آموزم در محضر استادت انجام دهى؟ عرض کرد: بلى. فرمود: نزد او برو، با وى به لطف و گرمى انس بگیر و در کارى که مى‏خواهد انجام دهد یاریش نما و چون مانوس گشتى، بگو براى من سئوالى پیش آمده است، اجازه مى‏خواهم بگویم و از مثل شما توقع این اجازه هست. سپس بگو: اگر تکلم‏کننده‏ى به این قرآن نزد شما بیاید و این سئوال مطرح گردد که آیا جایز است مراد گوینده‏ى قرآن از گفته‏هاى خودش غیر آن باشد که شما گمان برده‏اید و آن را برداشت نموده‏اید، او در پاسخ خواهد گفت: این احتمال جایز است، زیرا مردى است که مى‏فهمد آن را که مى‏شنود. وقتى با سخن تو ملزم گردید، به او بگو: شما از کجا مقصد متکلم قرآن را درک نموده‏اید؟ شاید منظور او غیر آن چیزى باشد که شما گمان برده‏اید. 

فسار الرجل الى الکندى و تلطف الى ان القى الیه هذه المساله فقال له: اعد على، فاعاد علیه. فتفکر فى نفسه و راى ذلک یحتمل فى اللغه و سائغا فى النظر. 

آن مرد نزد فیلسوف کندى رفت و طبق دستور امام، پس از تلطف و مهر، مطلب را با وى در میان گذارد، آنقدر این کلام موثر افتاد که به او گفت: دوباره بگو، دوباره گفت. فیلسوف، پس از اندیشه و تفکر، ابراز داشت: اینکه گفتى به اعتبار لغت، محتمل است 

و از جهت دقت نظر جایز. این احتمال صحیح و اساسى طبق دستور امام عسکرى (ع) به نرمى و ملایمت و با حفظ شخصیت فیلسوف تحصیلکرده القا گردید، از این رو در وى اثر مفید گذارد و او را در نوشتن کتاب دودل و مردد ساخت. اگر همین مطلب با تندى و خشونت ادا مى‏گردید، وى را در عقیده‏ى خود مقاوم مى‏نمود و به گفته‏هایش پافشارى نشان مى‏داد. 

نرم‏خویى نیز همانند نرم‏گویى، در قرآن شریف و روایات آمده است. خداوند نرم‏خویى رسول گرامى را که از عوامل جلب قلوب و جذب نفوس بود، به حساب رحمت واسعه‏ى خود گذارده و فرموده است: 

فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لا نفضوا من حولک. 

اى پیمبر! تو در پرتو رحمت خداوند، با مردم برخورد نرم و ملایم دارى، اگر تندخو و سخت‏دل مى‏بودى، مردم از اطرافت پراکنده مى‏شدند. 

فى وصیه على علیه‏السلام لابنه الحسن: و لن لمن غالظک فانه یوشک ان یلین لک. 

از جمله وصایاى على (ع) به فرزندش حضرت مجتبى این بود که: هر کس با تو به غلظت و تندخویى مواجه مى‏شود تو با او به نرمى و ملایمت برخورد کن، چه نرمى تو با وى مى‏تواند به سرعت موضعش را تغییر دهد و او را با تو نرم و ملایم سازد. 

و فى صفته صلى الله علیه و آله: اصدق الناس لهجه و الینهم عریکه. 

 

در وصف رسول اکرم (ص) آمده است که آن حضرت در سخن گفتن از همه راستگوتر و در اخلاق از همه نرم‏خوتر بود. 

نرم‏خویى در ایجاد محبت، نقش بسیار موثر دارد و افرادى که شخص نرم‏خو را به این صفت مى‏شناسند نسبت به وى علاقمند مى‏شوند. 

عن على علیه‏السلام قال: من تلن حاشیته یستدم من قومه المحبه. 

على (ع) فرموده: کسى که با اطرافیان خود با نرم‏خویى برخورد نماید، از محبت دائم بستگان خویش برخوردار مى‏گردد. 

جالب آنکه علاقه‏ى مردم نسبت به اینان موجب دلگرمى و تشویقشان مى‏شود و در نتیجه، با رغبت زیادترى به خلق پسندیده‏ى خود ادامه مى‏دهند. با توجه به این مطلب که «عریکه» صفتى است که با سرشت آدمى آمیخته شده و به معناى «طبیعت» است، پس اگر کسى با طبیعت نرم آفریده شود مى‏توان از وى توقع داشت که نرم‏خو و ملایم باشد، اما آن کس که از مادر، تندخو و عصبى مزاج متولد گردیده، آیا مى‏تواند نرم‏خو شود و خویشتن را به این خلق پسندیده متخلق نماید؟ پاسخ این پرسش خوشبختانه مثبت است و بشر مى‏تواند با سعى و مجاهده وضع طبیعى خویشتن را تغییر دهد و در خود طبع دومى را به وجود آورد که نقطه‏ى مقابل طبع اول باشد و براى شاهد مى‏توان نمونه‏هاى متعددى را ذکر کرد و در اینجا به منظور روشن شدن مطلب براى شنوندگان محترم به ذکر یک مثال اکتفا مى‏شود. ریه به طور طبیعى براى تنفس هواى پاک آفریده شده است، کسى که در اولین بار به سیگار لب مى‏زند و دود آن را به ریه مى‏فرستد وضع مزاجش متحول مى‏گردد، سرفه و عطسه مى‏آید، احساس سرگیجه مى‏کند، آب از 

چشم و بینیش خارج مى‏شود، گویى ریه با زبان طبیعى خود فریاد مى‏زند: من براى دود آفریده نشده‏ام، این چه سمى بود که به درون من فرستادى؟ اگر شخصى که ریه عضو بدن اوست متوجه گردد، به خطاى خویش پى ببرد و دیگر به این کار ناروا دست نزند، وضع طبیعى ریه محفوظ مى‏ماند و راه خود را به سلامت مى‏پیماید. اما اگر به ناراحتى ریه و دیگر عوارض ناشى از آن اعتنا ننماید و مکرر در مکرر، دود به ریه بفرستد، وضع طبیعى ریه تدریجا عوض مى‏شود، با سم دود، انس مى‏گیرد، رفته‏رفته به آن عادت مى‏کند، و پس از تکرار هزاران بار، آنچنان مى‏شود که نه تنها از دود احساس ناراحتى نمى‏کند بلکه از آن لذت مى‏برد و اگر دود سیگار به ریه نرسد احساس کمبود مى‏نماید و مى‏خواهد هر چه زودتر به محبوب خود دست یابد و سم آن را جذب نماید. بنابراین عادتى که بر اثر تمرین و تکرار پدید مى‏آید به منزله‏ى طبیعت دوم است و احکام و مقررات طبیعت اول را تغییر مى‏دهد و مقتضیات خود را جایگزین آن مى‏نماید. 

از آنچه مذکور افتاد این نتیجه به دست آمد که اگر انسانى از مادر، تندخو متولد شد و بخواهد خویشتن را نرم‏خو بسازد، مى‏تواند در پرتو سعى و کوشش و با تمرین و مجاهده تدریجا طبع تند خود را واپس زند و خویشتن را به نرم‏خویى متخلق سازد و این مطلب را امام صادق علیه‏السلام ضمن حدیثى بیان فرموده است: 

عن ابى عبدالله علیه‏السلام قال: ان الخلق منیحه یمنحها الله عز و جل خلقه فمنه سجیه و منه نیه. فقلت: فایتهما افضل؟ فقال: صاحب السجیه هو مجبول لا یستطیع غیره و صاحب النیه یصبر على الطاعه تصبرا فهو افضلهما. 

امام صادق علیه‏السلام فرموده: خلق خوب عطیه‏اى است الهى که خداوند به بندگانش اعطا فرموده است. بعضى از خلقیات سجیه‏ى طبیعى است و بعضى باید با نیت و قصد به دست آید. راوى مى‏گوید پرسیدم: کدام یک از این دو برتر و افضل است؟ فرمود آن کس که خلق خوب سجیه‏ى اوست و با سرشتش آمیخته، نمى‏تواند جز آن عمل کند، اما کسى که با نیت و مجاهده خود را به خلق پسندیده متخلق مى‏نماید باید در راه طاعت الهى صبر کند و مشکلات خودسازى را تحمل نماید، بنابراین افضل و برتر کسى است که براى نیل به خلق خوب سعى و کوشش مى‏کند و با سختیهاى ناشى از آن مى‏سازد. 

امام سجاد (ع) در قسمت اول این قطعه از دعاى «مکارم‏الاخلاق» که موضوع سخنرانى امروز است، از پیشگاه حضرت بارى‏تعالى براى عموم مسلمانان درخواست نرم‏خویى مى‏نماید: «و لین العریکه» بار الها! به لطف و رحمتت جامعه را به اخلاق نرم متخلق کن و آنان را به این صفت پسندیده متصف نما. به فرموده‏ى امام صادق (ع) کسانى که اینچنین آفریده شده‏اند به طور فطرى از نرم‏خویى برخوردارند و آنان که ساختمان نرم و ملایم ندارند مى‏توانند از راه مجاهده و کوشش، خویشتن را به این خوى پسندیده عادت دهند و با تمرین از این مزیت اخلاقى بهره‏مند گردند. نرم‏خویى تکریم و احترام شخصیت مردم است همانطور که تندخویى و خشونت، کوچک شمردن دگران و بى‏احترامى به شخصیت آنان است، با نرم‏خویى احترام انسانها محفوظ مى‏ماند و ملاقاتهاى گرمى آمیخته به محبت صورت مى‏پذیرد و منشاء گناه نمى‏شود تا به عدل اجتماعى زیان برساند، اما تندخویى و خشونت برخورد مایه‏ى تحقیر شخصیت و موجب برانگیختن طرف مقابل است و مى‏تواند منشاء مقابله و اختلاف گردد، سخنان ناروا رد و بدل 

شود، و سرانجام به اهانت یکدیگر که گناه بزرگ است منتهى گردد و در نتیجه به عدل اجتماعى آسیب برسد. نرم‏خویى و احترام به شخصیت مردم از برنامه‏هاى عملى رسول اکرم صلى الله علیه و آله و ائمه‏ى معصومین علیهم‏السلام بود، آن بزرگواران نه تنها با نرم‏خویى و تکریم شخصیت، موجب دلگرمى و مسرت درونى مسلمین مى‏شدند بلکه در پاره‏اى از مواقع افراد غیر مسلمان نیز بر اثر این خوى پسندیده مجذوب دین حق مى‏گشتند و به اسلام گرایش مى‏یافتند. 

عن ابى‏جعفر علیه‏السلام قال: ان علیا صاحب رجلا ذمیا. فقال له الذمى: این ترید یا عبدالله؟ قال: ارید الکوفه. فلما عدل الطریق بالذمى عدل معه على. فقال الذمى له: الیس زعمت ترید الکوفه؟ قال بلى. فقال له الذمى فقد ترکت الطریق. فقال له: قد علمت. فقال له: فلم عدلت معى و قد علمت ذلک؟ فقال له على: هذا من تمام حسن الصحبه ان یشیع الرجل صاحبه هنیئه اذا فارقه و کذلک امرنا نبینا. فقال له: هکذا قال؟ قال نعم. فقال له الذمى لا جرم انما تبعه من تبعه لافعاله الکریمه و انا اشهدک انى على دینک. فرجع الذمى مع على فلما عرفه اسلم. 

امام باقر (ع) فرمود: حضرت امیرالمومنین با مردى از اهل کتاب در راهى مصاحب سفر شد. مرد ذمى از حضرت پرسید: اى بنده‏ى خدا! قصد کجا را دارى؟ فرمود: کوفه مى‏روم. مقدارى راه با هم پیمودند. سر دو راهى رسیدند. مرد ذمى از حضرت جدا شد و به راه خود رفت. اما برخلاف انتظار، على (ع) نیز راه کوفه را ترک گفت و راهى را که ذمى مى‏رفت در پیش گرفت. از حضرت پرسید: مگر شما قصد  کوفه نداشتید؟ فرمود: بلى. گفت: شما راه خودتان را ترک گفتید. فرمود: مى‏دانم. پرسید: چرا چنین کردید؟ حضرت در پاسخ فرمود: این از کمال حسن مصاحبت است که شخص، همسفر خود را موقع جدا شدن، چند قدمى مشایعت نماید و من به مشایعت تو مى‏آیم، این دستور پیمبر گرامى اسلام است. مرد ذمى از روى شگفتى پرسید: او دستور داده است؟ فرمود: بلى. مرد ذمى گفت: کسانى از نبى اکرم پیروى نمودند براى کرایم اعمالش. سپس گفت: من تو را به شهادت مى‏گیرم که بر دین تو هستم. آنگاه با حضرت به راه کوفه برگشت و پس از آنکه على (ع) را شناخت و دانست که او شخص اول مملکت بود که با وى آنقدر با تکریم و احترام برخورد نمود، اسلام را پذیرفت و به دین حق مشرف گردید. 

 



  • کلمات کلیدی :
  • ¤ نویسنده: تنزیل نور

    نوشته های دیگران ( )

    خانه
    وررود به مدیریت
    پست الکترونیک
    مشخصات من
     RSS 
     Atom 

    :: بازدید امروز ::
    92
    :: بازدید دیروز ::
    31
    :: کل بازدیدها ::
    188089

    :: درباره من ::

    تنزیل نور

    تنزیل نور
    دراین وبلاگ مطالبی در مورد قران ،دین اسلام وائمه اطهار(ع) ارائه خواهد شد.

    :: لینک به وبلاگ ::

    تنزیل نور

    ::پیوندهای روزانه ::

    :: دسته بندی یادداشت ها::

    تفسیر[2] . ابن غضائرى[2] . ابو الحسن[2] . امام حسن عسگری علیه السلام[2] . شعرانی[2] . شیخ صدوق[2] . مجمع البیان[2] . شرح دعای مکارم الاخلاق[2] . شرح دعای مکارم الاخلاق[2] . شعبان . آشتی . محدث نوری . محمد تقی فلسفی . مشایخ . مظلوم . مقاوم . مولامان و صاحبمان . نعمات . شکر . صاحب الزمان . صبر وفرج . صله رحم . صهیونیست . غزه . فضیلت ماه‏های سه گانه . قدر شناسی . گذشت . متن . متن رساله حقوق امام سجاد (ع) . امام رضا . امام سجاد (ع) . انقلاب . بستگان . ترجمه . اختلاف . الطاف خدا . الْمُحَرِّفینَ . ثنای الهی . جمعه . حدیث . حدیث پیامبر(ص) . حضرت بقیةاللَّه . حق آزاد کننده و آزاد شده . حق اذانگو . حق الله . حق اندرزخواه و اندرزگو . حق بدهکار . حق برادر . حق پا . حق پیشنماز . حق پیشوا . حق چشم . حق دارایى . حق دانش آموز . حق رعیت . حق زبان . حق زکات . حق زیردست . حق سائل ومسؤول . حق سالخورده وخردسال . حق شریک . حق شکم . حق طرفت که بر تو ادعایىدارد . حق طرفت که تو براوادعایى دارى . حق عورت . حق فرزند . حق قربانى‏ . حق کافران . حق گوش . حق مادر . حق مشورت کننده و شونده . حق ندیم . حق نمازوروزه‏ . حق نیکى کننده . حق همسایه‏ . حق همکیش . حق همنشین . حمد . خطبه غدیر . دست کاری . دعاى مکارم الاخلاق . دعای مکارم الاخلاق . رجب . رساله حقوق . رمضان . رهبرمعظم انقلاب . سیار . شب .

    :: آرشیو ::

    پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله
    دوازده معصوم علیهم السلام
    آذر 1387
    دی 1387

    :: خبرنامه وبلاگ ::

     

    :: موسیقی ::