شرح دعای مکارم الاخلاق(22 )
اسلام علاوه بر آنکه مواسات و تعاون را به پیروان خود درس داده، از ایثار که مرحلهى بالاترى از تعاون است نیز سخن گفته و آنان را به ایثار تشویق نموده است که به منظور جلب خشنودى ذات اقدس الهى در مواقعى که بتوانند دگران را بر خویشتن مقدم دارند و چیزى که مورد احتیاج خود آنان است به مسلمانى که نیازمندتر است اعطا نمایند.
عن على علیهالسلام قال: عند الایثار على النفس یتبین جواهر الکرماء. على (ع) فرموده است: در زمینهى ایثار بر نفس گوهر طبع و رفعت روح افراد کریمالنفس آشکار مىگردد.
احسان به مردم و اقناع تمایل دگردوستى منحصر به خدمات مالى نیست بلکه هر قسم خدمتى به دگران نشانهى انسانیت و حاکى از فضیلت است. ناتوانى را دست گرفتن، یتیمى را نوازش نمودن، راه گم کردهاى را هدایت کردن، نابینایى را از خیابان عبور دادن، و دیگر خدماتى از این قبیل مورد ترغیب و تشویق اولیاى گرامى اسلام است.
قال رجل للنبى صلى الله علیه و آله: احب ان اکون خیر الناس. فقال: خیر الناس من ینفع الناس، فکن نافعا لهم.
مردى به رسول گرامى عرض کرد: دوست دارم که بهترین مردم باشم. حضرت فرمود: بهترین مردم کسى است که نفعش بیشتر عاید مردم گردد، پس تو در راه نفع رساندن به مردم کوشا و جدى باش تا از بهترین مردم باشى.
یکى از خدمات ارزنده و پرارج نسبت به مردم دفاع از عرض و شرف آنان است و بدبختانه در محیط ما به این امر مهم کمتر توجه مىشود.
نال رجل من عرض رجل عند النبى صلى الله علیه و آله. فرد رجل من القوم علیه، فقال رسول الله صلى الله علیه و آله: من رد عن عرض اخیه کان له حجابا من النار.
مردى در حضور رسول گرامى نسبت به کسى سخن ناروا گفت و به عرض او تجاوز نمود . شخصى که در مجلس حاضر بود گفتهى او را رد کرد و از مرد مورد تجاوز دفاع نمود. رسول اکرم فرمود: کسى که از عرض برادر خود دفاع نماید همان دفاع براى او در مقابل آتش حجابى مىشود و او را از خطر مصون و محفوظ مىدارد.
امام سجاد (ع) در پیشگاه الهى دعا مىکند: و اجر للناس على یدى الخیر. بار الها! به دست من براى مردم خیر و خوبى جارى کن.
با توجه به اینکه خیر رساندن به مردم داراى معناى وسیع و گستردهاى است و افراد خیر مىتوانند به اشکال مختلف و صور گوناگون به آنان نفع و خیر برسانند، امام (ع) از خدا مىخواهد که او را در طول ایام زندگى به انواع خوبیها و خیرات نسبت به انسانها موفق و موید بدارد.
ناگفته نماند که نه تنها احسان و نیکى به مردم باعث جلب رحمت باریتعالى است ، بلکه احسان به حیوان نیز مىتواند آدمى را مشمول رحمت خداوند بنماید و بر اثر آن گناهانش مورد عفو قرار گیرد و در اینجا به طور نمونه یک مورد که در حدیث آمده است به عرض شنوندگان محترم مىرسد: عن النبى صلى الله علیه و آله قال: اطلعت لیله اسرى على الجنه
فرایت امراه زانیه، فسالت عنها. فقیل انها مرت بکلب یلهث من العطش. فارسلت ازارها فى بئر فعصرته فى حلقه حتى روى. فغفر الله لها.
رسول گرامى فرمود: در شب معراج به بهشت اشراف یافتم. در آنجا زن زانیهاى را دیدم، پرسیدم این آلوده دامن چه عملى کرده است که بهشتى شده؟ پاسخ دادند: او بر سگى گذر کرده است که زبانش بر اثر شدت عطش از دهانش درآمده و پیوسته نفس مىزد. آن زن روپوش بلند سرتاسرى خود را از برگرفت و در چاهى که در آن نزدیک بود آویخت، روپوش به آب رسید، مقدارى از آب را به خود گرفت، پارچه را بالا کشید، نقطهى پر آب را در گلوى سگ تشنه فشرد و حیوان را سیراب نمود. خداوند بر اثر این خدمت، گناهان زن را بخشید و او را بهشتى نمود.
شاید حدیث دیگرى نظیر روایت آن زن در اخبار آمده باشد که سعدى آن را دیده و به نظم آورده است:
یکى در بیابان سگى تشنه یافت برون از رمق در حیاتش نیافت
کله دلو کرد آن پسندیده کیش چو حبل اندر آن بست دستار خویش
به خدمت میان بست و باز و گشاد سگ ناتوان را دمى آب داد
خبر داد پیغمبر از حال مرد که داور گناهان از او عفو کرد
الا گر جفا کارى اندیشه کن وفا پیش گیر و کرم پیشه کن
کسى با سگى نیکویى گم نکرد کجا گم شود خیر با نیکمرد
کرم کن چنان کت برآید ز دست جهانبان در خیر بر کس نبست
امام (ع) در جملهى دوم دعا که موضوع قسمتى از سخنرانى امروز است به پیشگاه خدا عرض مىکند: و لا تمحقه بالمن. بار الها! خوبى و خیرى را که با دست من به جریان مىاندازى با منت گذاردن، محو و نابود منما.
از این جمله استفاده مىشود که افراد خیر و نیکوکار اگر کار خوب خود را به منت آلوده کنند عمل خیرشان باطل و بىاثر مىشود و خداوند آن را محو و نابود مىکند، و این مطلب در قرآن شریف آمده است: یا ایها الذین آمنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذى. اى مردم باایمان! صدقات خود را با منت گذاردن و اذیت کردن باطل ننمایید.
براى آنکه روشن شود چرا منت گذاردن صدقات را باطل مىکند لازم است در این باره توضیح مختصرى داده شود. اسلام، دین تعاون و مواسات است و از افراد متمکن خواسته که قسمتى از اموال خود را به عنوان واجب یا مستحب به گروه کمبضاعت و تهیدست بدهند. ولى این کار باید به قصد قربت و با رعایت احترام کامل به تهیدستان انجام پذیرد و آنان مورد تحقیر و اهانت واقع نشوند. آیین مقدس اسلام عز و شرافت مسلمانان را بسیار محترم شمرده و پر ارج دانسته است و هیچکس حق ندارد کرامت نفس و بزرگوارى خود را با پول معامله کند و بر همین اساس است که تملقگویى و چاپلوسى ممنوع گردیده است. کسى که به فرد بىبضاعتى کمک مىکند و خدمت خود را مادهى منت نسبت به او قرار مىدهد با این عمل به عز و شرف او ضربه مىزند و به حیثیت انسانى وى آسیب مىرساند و خداوند چنین صدقهاى را هرگز نمىپذیرد و منت گذاردن موجب ابطال عمل خیر آن مرد خیر مىشود. تا جایى اسلام به این مهم عنایت دارد که فرموده است: قول معروف و مغفره خیر من صدقه یتبعها اذى.
به گرمى با فقیر سخن گفتن و از او عذر خواستن از اینکه نمىتواند به وى خدمتى نماید بهتر از صدقهاى است که آمیخته به منتگذارى و آزار او باشد.
براى آنکه شنوندگان محترم هر چه بهتر و بیشتر به اهمیت این موضوع واقف گردند و خدمات مالى خود را با منت گذارى، باطل و تباه ننمایند در اینجا قسمتى از روایات اولیاى گرامى اسلام که در کتب اخبار آمده است ذکر مىشود: عن النبى صلى الله علیه و آله: من اسدى الى مومن معروفا ثم آذاه بالکلام او من علیه فقد ابطل صدقته.
کسى که به مومنى چیزى عطا کند و به وى صدقهاى بدهد سپس او را با کلام خود آزار نماید یا بر وى منت گذارد با این عمل، صدقهى خود را باطل نموده است.
و عنه صلى الله علیه و آله: من اصطنع الى اخیه معروفا فامتن به احبط الله عمله و ثبت وزره و لم یشکر له سعیه.
و نیز فرموده است: کسى که به برادر دینى خود خدمتى نماید سپس بر وى منت گذارد خداوند عمل او را محو و نابود مىسازد و بار سنگین آن عمل بر دوش وى مىماند و از خدمتى که انجام داده است بهرهاى نمىبرد.
عن ابیعبدالله علیهالسلام قال: المن یهدم الصنیعه.
امام صادق (ع) فرموده است: منت گذاردن عمل خیر انسان را نابود و فانى مىنماید.
اگر شخص مسلمانى صدقه بدهد و به کسانى که آن را دریافت نمودهاند به طور مستقیم منت نگذارد و آزارشان ننماید ولى در غیاب آنان عمل خود را به زبان بیاورد و احسان خویش را به این و آن بگوید و در نتیجه موجب هتک حرمت و تحقیر دریافت کنندگان صدقه گردد، چنین شخصى مشمول آیهى کریمهى ابطال صدقه با من و اذى است، زیرا غیرمستقیم بر فقرا منت گذارده و آنان را آزار داده است، و این مطلب را امام جواد (ع) به شخصى فرمود که در یک روز به ده نفر فقیر عائلهدار کمک نموده بود بدون آنکه بر آنها منت گذارد یا آنان را آزار دهد، ولى قضیهى احسان و انفاق خود را براى امام جواد نقل نمود. امام به وى فرمود: قد ابطلت برک باخوانک و صدقاتک، قال: و کیف ذلک یابن رسول الله؟ قال له محمد بن على: اقرء قول الله عز و جل: یا ایها الذین آمنوا: لا تبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذى، قال الرجل: یابن رسول الله ما مننت على القوم الذین تصدقت علیهم و لا آذیتهم، قال له محمد بن على: ان الله عز و جل قال: لا تبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذى و لم یقل لا تبطلوا بالمن على من تتصدقون علیه و الاذى لمن تتصدقون علیه و هو کل اذى.
تو با نقل این قضیه بر و نیکى خود به برادرانت را ابطال نمودى و از میان بردى، عرض کرد: چگونه از میان بردم؟ حضرت پاسخ داد: کلام خدا را بخوان که فرموده است: اى مردم باایمان! صدقات خود را با منت گذاردن و اذیت کردن ابطال منمایید، عرض کرد: یابن رسول الله! به کسانى که کمک نمودم نه بر آنها منت گذاردم و نه آزارشان دادم. حضرت فرمود: خداوند فرموده صدقات خود را با منت گذاردن و اذیت کردن باطل نکنید و نفرموده است که: صدقات خود را با اذیت دادن و منت گذاردن مستقیم بر سر کسى که صدقه را دریافت مىنماید باطل نکنید.
این آیه، شامل حال تمام اقسام منتها و آزارها مىشود، خواه کمککننده، خود مستقیما به گیرندهى صدقه منت گذارد و آزارش دهد، خواه خدمت عملى و احسان خود را به دگران بگوید و این و آن را آگاه سازد و غیرمستقیم دریافت کنندگان را مورد منت یا مورد اذیت قرار دهد.
بیان امام جواد (ع) و نکتهاى را که در آیه تذکر داده است براى افراد خیر و احسانکننده درسى آموزنده است و به آنان خاطرنشان مىفرماید: شما که براى خدا و به نیت قربت به فقیرى آبرومند کمک مىکنید به گونهاى باشد که فقط خدا بداند و شما بدانید و فقیر، دگرى از آن آگاه نشود تا آن احسان ذخیرهى قیامت شما گردد و اگر به دگران بگویید و آبروى فقیر را ببرید با گفتهى خود، احسان خویش را ابطال نمودهاید و ممکن است بر اثر پردهدرى و اهانت به فقیر، در قیامت استحقاق کیفر و عذاب داشته باشید. نه تنها منت گذاردن و آزار دادن فقیر در زمینهى صدقات، ممنوع و نارواست، بلکه اگر کیفیت پرداخت صدقات آبرومندانه و مناسب با عز و شرف مسلمان نباشد و موجب تحقیر و توهین وى گردد نیز در اسلام ممنوع و غیر مجاز است. ائمهى معصومین علیهمالسلام که در آموختن وظایف دینى، معلم مسلمانان بودند براى آنکه اصحاب و دوستانشان به راه خطا نروند همواره به آنان تذکرات لازم را مىدادند و آگاهشان مىساختند تا اگر در مسیر ناصحیح قدم برمىدارند بازگردند و به راه درست گرایش یابند.
عن اسحق بن عمار قال: قال لى ابوعبدالله علیهالسلام: یا اسحق! کیف تصنع بزکوه مالک اذا حضرت؟ قلت: یاتونى الى المنزل فاعطیهم. فقال لى ما اراک یا اسحق الا قد ذللت المومنین و ایاک ایاک، ان الله تعالى یقول: من آذى لى ولیا فقد ارصدلى بالمحاربه.
اسحق بن عمار مىگوید: امام صادق (ع) به من فرمود: چگونه زکوه مالت را مىدهى، گفتم: محصول را به منزل مىآورم. اهل استحقاق مىآیند و دریافت مىکنند امام فرمود: اسحق! تو با این کار، مسلمانان را در معرض ذلت و خوارى قرار مىدهى، از این کار پرهیز کن، پرهیز کن، خداوند فرموده است هر کس دوست مرا خوار نماید براى جنگ با من مهیا گردیده است.
در پایان بحث امروز لازم است به شنوندگان محترم تذکرى بدهم و آن این است که بحث ما دربارهى دعاى «مکارمالاخلاق» است. این دعاى شریف حاوى مطالب بسیار رفیع و بلند در شان انسانسازى و پرورش مکارم اخلاق در ضمیر مردم باایمان است، باید شنوندگان محترم حتما در هر قسمتى دقت نمایند و هر مطلبى را که امام سجاد (ع) به صورت دعا از زبان خود در پیشگاه الهى عرض
مىکند آن را سرمشق خود قرار دهند و بر طبق آن عمل نمایند تا بتوانند از این دعا بهرهى علمى و اخلاقى ببرند و متخلق به سجایاى انسانى گردند. مثلا از دو جملهى مورد بحث امروز استفاده شود که تمام افراد به قدرى که قدرت دارند با مال و قلم و قدم خود به مردم خدمت کنند و دیگر آنکه خدمات خود را با منت گذاردن بر سر مردم و به رخ آنان کشیدن نابود و فانى ننمایند و خویشتن را از پاداش خدا در قیامت محروم نسازند.